89. دل لرزه
از سر شب فکرمان حسابی مشغول این مسئله ست :حال که پاک شدن چند سطر ٬اینچنین برای ما مهم بود٬ وای بر احوال آنان که زندگی شان در چشم بر هم زدنی نیست شد و عزیزشان پر کشید...
آنزمان که در کنار عزیزانمان در بستر به قصد خفتن آرام گرفته ایم٬ کافیست چشم برهم نهاده و تصور کنیم آن لحظه را که زمین لرزید٬ باشد که بلرزد دل من و تو...
بگذار دل هایمان بلرزد ٬ اما دست هایمان نه. این دست ها اکنون وظیفه ی سنگینی دارند.
این دست ها باید آرامشی باشند بر دست های لرزان٬ مرهمی باشند بر زخم های گران٬ مامنی باشند برای دل های نگران.
هم اکنون نیازمند یاری سبزتانیم نوشت : این روزها غیرت های ایرانی٬ بسیار قلمبه گشته است.برای تخلیه این قلمبگی غیرت و مهر می توانید از طریق وبلاگ بابک اسحاقی عزیز و یا اینجا اقدام نمایید.
پیشواز عید نوشت : پیشاپیش عید فطر را تبریک گفته + یک تبریک ویژه خدمت دوستان سنی. امیدوارم عید بر شما مبارک و میمون ( منظور بعد حیوانی کلمه نمی باشد) باشد.
گوشزد نوشت : در مسافرت های بین شهری و در اتوبوس اگر صندلی جلوی شما یک بانو نشسته باشد که مطابق با مد روز یک برج العربی بر سر خود ساخته است ٬هیچ تلاشی برای دیدن صفحه تلویزیون و فیلم در حال پخش ننمایید که کاریست بس عبث و بیهوده.
دانشمندان گاهی اونقدر غرق در دانستن میشن که از درک برخی مسائل کوچیک باز میمونند.